احساس مسئولیت
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۸ : توسط : آزیتا
من دوران بارداری را دوست دارم.برخلاف نظر اکثر خانمها که این دوران را خیلی سخت و طاقت فرسا میدانند به نظر من  اینطورنیست. زندگی بسیار شیرین تر از روزهای عادی است. حرکت جنین در اندرون انسان یادآور یک زندگی جدید میباشد. نوید آفرینش یک انسان جدید با روحیات و دنیای زیبایش را میدهد. هر ضربه ای که میزند  با خودم میاندیشم که دارد با من صحبت میکند و به این طریق وجودش و زنده بودنش را به من اثبات میکند . بهر حال اینکه دوران 9 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 9 دقیقه و 9 ثانیه بهترین دوران زندگی من است و حداکثر لذت را از این دوران میبرم. چون با نگاهی متفاوت به قضیه نگاه میکنم. به نظر من هیچ مادری اجازه ندارد بر سر فرزندش منت بگذارد که من حداقل 9 ماه تورا با خودم حمل کردم و از شیره وجودم تو را تغذیه کردم و از این حرفها. چون این سخنان باطل عین خودخواهی  یک انسان است. من هرگز اینگونه نمی اندیشم. چون خودم خواستم  که بچه داشته باشم . کدام انسان با اراده خودش به این  دنیا قدم نهاده است که هنوز نیامده کلی مسئولیت برعهده اش باشد. این طرز تفکر از سالها پیش  ( شاید دوران دبیرستان) زمانی که این آیه از قران را به من آموختند در ذهنم نقش بسته است : مال و فرزند دو امانت هستند در دست تو.....  امانت یک مسئولیت است که باید بطور کامل از آن  مراقبت کرد . در غیر اینصورت  مرتکب خطا شده ای. پس در قبال  امانتداری که نباید توقع پاداش داشته باشم.
من از سالها قبل  زمانیکه  شروع به کار کردم با خودم اینطور اندیشیدم که باید طوری زندگی کنم که در دوران پیری که افول جسم شروع میشود به هیچ کسی احتیاج نداشته باشم . از همان روزها به خانه سالمندان اندیشیدم. که مکانی امن و راحت برایم خواهد بود. هرگز از هیچ کسی( حتی فرزندم) توقع نخواهم داشت که بدبختی های مرا تحمل کند . مگر چه جرمی مرتکب شده است که باید زندگی خود را به مخاطره بیندازد. آیا جرمش این است که من او را 9 ماه با خودم حمل کردم و زحمتش را کشیدم و....؟ اینها را که او نخواسته بود من خودم اراده کرده بودم که بچه داشته باشم.  پس مسئولیتی به عهده او نیست. هر کسی تا واپسین دقایق زندگی خودش مسئول زندگی خودش است نه هیچ کس دیگری.
البته من هرگز در مورد پدر و مادر خود اینچنین نمیاندیشم و اینطور عمل نمیکنم چون آنها اینگونه فکرنمی کنند آنها من و خواهرانم را مسئول روزگار پیری خود میدانند. و صد البته که من به تفکر آنها احترام میگذارم و همانگونه که فکر میکنند اجرا میکنم. چون به نظر من تنها وظیفه فرزند بر پدر و مادر احترام به عقاید و کردار آنهاست.