وصيت نامه
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱۸ : توسط : آزیتا

دیشب داشتم فکر میکردم که اگر زمان سزارین ، نتوانم دوام بیاورم و از بیهوشی جان سالم به در نبرم چه میشود ، چه بلایی سر آرتین میاید. به سعید گفتم اگر من مردم حواست را جمع کن. فوری  به بهانه اینکه آرتین را باید کسی نگه دارد ،  نروی زن بگیری .من کاملا جدی حرف میزدم ولی سعید سخنان مرا به شوخی انگاشت و پاسخ داد : من از این شانس ها ندارم.. راستش داشتم عصبانی میشدم ولی بعد خودم هم خنده ام گرفته بود. خلاصه اینکه کلی سفارش کردم که آرتین را به مامانم بده ، که هیچ کسی را در دنیا مطمئن تر از او ندارم. خلاصه اینکه آخرش سعید گفت : حرف بیخود نزن خودت باید بزرگش کنی پس سعی کن از زیر عمل سالم بیای بیرون و حالا هم برو بگیر بخواب.

امروز یک ایمیل به groupشرکت زدم و از همه خداحافظی کردم. ضمنا یک ایمیل هم به دوستان و آشنایانم زدم و از آنها هم خداحافظی کردم و طلب حلالیت نمودم. اصولا زمان خوبی است برای طلب حلالیت.این سنت حسنه را از پیامبر گرامی آموخته ام  ، که در آخرین سفرش به مکه همه را جمع کرد و حلالیت طلبید. همواره دنبال دلیلی برای اینکار  می گشتم حال به شکرانه پیشرفت علم و وجود اینترنت  لازم نیست همه را جمع کنیم با یک ایمیل ساده میتوان اینکار را کرد.

 امروز تصمیم دارم  وقتی به منزل رسیدم یک وصیتنامه بنویسم . هنوز نمدانم که آنرا به دست چه کسی بسپارم که امانت دار خوبی باشد. تا شب به این قضیه فکر خواهم کرد.

آرتین خیلی وول میخورد ، میترسم به قول یکی از همکارانم ، آخرش در شرکت به دنیا بیاید

از امروز ۱۴ روز دیگر  تا متولد شدن آرتین باقیست.

لطفا برای من و آرتین دعا کنید. متشکرم