نقاشي
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٥ : توسط : آزیتا

امروز  یه کار مفید انجام دادیم . اتاق بچه رو نقاشی کردیم. کل سیسمونی به رنگ سبز و لیمویی ملایم است. چند روز دیگه ، وقتی تخت و کمد را آوردن حتما عکسش رابراتون میگذارم تا نظزتون رو بدونم

با این اوصاف تصمیم گرفتیم که دیوارهای اتاق را یکی درمیان سبز و زرد کنیم . چون نقاش از خودمون بود ، رنگهای سفید و سبز و زرد را به هر میزانی که دلمون خواست با هم ترکیب کردیم.و به هر حال به روش آزمون و خطا،رنگ دلخوا ه را پیدا کردیم و نقاش مذکور یه دیوار رو رنگ کرد دیدیم خوب شد ه . بعد دیوار کناری هم به همین روش از ترکیب سفید و زرد  ، لیمویی خوبی از آب در اومد. من  خدا خدا میکردم که نکنه رنگ کم بیاد،و مجبور شیم  دوباره رنگ بسازیم ،چون هیچ فرمول خاصی ، برای بدست اوردن رنگ مورد نظر نداشتیم. خدا رو شکر رنگ اندازه بود!

توی ساختمان بوی رنگ و تینر پیچیده بود، مجبور شدیم ،پنجره ها رو باز بگذاریم و بیایم بیرون دور بزنیم . باران شدیدی شروع کرد به نوازش درختان  و البته ماشین ما .( که بد هم نشد ، چون تمییز شد). هوا خیلی دو نفره بود. یه  آ هنگ  ملایم از خواننده ترک، امرا ،در حال پخش از ضبط ماشین بود ،که با اون هوا جور در میامد........

خلاصه اینکه از بوی رنگ فرار کردیم و یه دوری توی  میلاد نور ،زدیم و برای شام هم ، رفتیم سراغ ساندویچ تک ، در خیابان نیلوفر. بعد از اینکه به حد مرگ خوردیم ، من  شب را مجبور شدم منزل مامان اینا بمانم (برای فرار از بوی رنگ) و سعید هم رفت پنحره ها رو ببنده و برای خواب هم یه فکری برای خودش بکنه....

به امید فردایی بهتر.