ورود به شرکت
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٥ : توسط : آزیتا

بعد از گذست دو ماه و اندی ، 2شنبه هفته پیش رفتم شرکت. البته با هماهنگی  " آقای ب " مدیر قسمت سخت افزار. دوست خوبم سپیده به دادم رسید و آمد جلوی در و آرتین را با خودش برد داخل . روز خوبی یود. هوا بارانی بود و تمیز. وارد شرکت شدم آقای محمدی و قربانی اوبین آدم هایی بودند که دیدمشان. بعد از کلی احوالرسی و تبریک ها ی  مختلف ( تولد آرتین و سال نو و....) رفتم طبقه اول . در قسمت حسابداری را زدم و وارد شدم . خانم شفیعی تلفن صحبت می کرد . خیلی زود قطع کرد و با هم شروع به گپ زدن کردیم . بعد رفتم زمایشگاه و آقای تیموری را دیدم و کلی ازشون تشکر کردم که توی این مدت زحمت صورتحسابهای پارسیان مرا میکشیدن و تا درب منزل  می آوردن. وارد سالن شدم سرو صدای بچه ها به عرش می رسید . آرتین بغل فاطمه بود و بقیه هم دورش جمع شده بودند. آرتین خواب بود و با اینهمه سر و صدا هم بیدار نمی شد.با هم احوالپرسی و روبوسی   کردم.( البته با خانمها). چقدر دلم برای همشون تنگ شده بود. ریحانه، سیما ،پریسا ، فاطمه، سمیرا ، نازی.و..... دوست خوبم نازی زحمت کشیده بود و چند کاغذ رنگی با اشکال شاد روی مانیتورم چسبانده بود. ( الان به تخت و کمد آرتین چسباندم)هرکسی با یک دوربین از آرتین عکس میگرفت. خلاصه کلی آرتین را تحویل گرفتند.دراتاق کنفرانس برای شیر دادن آرتین همه جمع شدیم و نگذاشتیم که سیما که جای ساکت برای مطالعه پیدا کرده بود به کارش برسد.

قرار شد من به صورت پارت تایم کارهای خودم را در منزل انچام بدهم . چون کارهای شرکت انبار شده و کسی نیست که طراحی کند. به هرحال با آقایان مربوطه هماهنگی های لازم انجام شد و من کارم را تحویل گرفتم. مدیر فسمت بسیار از این قضیه خوشحال بود که من پذیرفتم اینکار ار بکنم . چون مجبور نبودند که کار ار به بیرون بدهند. برای من هم بد نشد. این بود ماجرای ورود من به شرکت بعد از دو ماه.

 

 

یک لیوان بلوری تمیز وبراق وقدبلند برمیدارم . دو عدد لیموی ترش و آبدار و تازه را برش میزنم و در لیوان میچلانم و یک قاشق مربا خوری شکر به آن اضافه میکنم و آب خنک یخچال را روی این معجون میریزم . بعد از اینکه خوب بهم زدم و شکر حل شد با ولع تمام کل محتویات لیوان را مینوشم. به این ترتیب من یک لیوان شربت آبلیمو خورده ام که چندین خاصی دارد. تشنگی و عطش را برطرف می کند. ویتامین ث دارد که سبب جذب آهن می شود. روی پوست تاثیر فوق العاده دارد و از همه مهمتر باعث افزایش شیر میشودو آرتین خوشگلم ( که الان در خواب ناز بسر میبرد) سیر میشود. این شربت را به همه خصوصا افرادی که بیرون هستند و گرمای هوا اذیتشان کرده توصیه می کنم.

 تصمیم دارم برای آرتین مادری مهربان  چون مادرم، با گذشت و صبور چون خاله فاطی و مدیر و آینده نگر چون خاله فروغ باشم. بعدا در این مورد توضیح میدهم.