شمارش معکوس
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۳٠ : توسط : آزیتا
بالاخره روز وصل یاران سر رسید و آتوسا قرارشد که بیاد ایران. ما هم در تکاپو هستیم که خانه هایمان را آب و جارو کنیم و به سر و وضعمان برسیم و البسه هایی نو تهیه کنیم . من واقعا خوشحالم که آتوسا دارد بر می گردد. حدود 2 هفته دیگر سیدنی را به مقصد تهران ترک خواهد کرد. شمارش معکوس شروع شده. البته هنوز تاریخ و ساعت دقیق را به ما نگفته و چند بار هم خط و نشان کشیده که میخواهم سر زده بیایم . مامان از این قضیه نا راحت است . چون کلی تهیه و تدارک برای این کار دیده است و ما نیز هم.
دیروز تولد خواهر بزرگترم بود . البته تولدش چند روز بعد است ولی چون وسط هفته میشد ما جمعه تصمیم گرفتیم که برویم دیدنش . کلی کادو بازی بود . خاله جون تولدت مبارک . آرتین کلی تیپ زده بود که میرفت خانه خاله. و بابای من هم مدام میگفت : اینجا خونه خالس هر کار ی دلت میخواد بکن. بعد از ظهر هم زن عمو و پسر عموی سعید به اتفاق همسر و فرزندش به منزل ما آمدن. جمعه خوبی بود.
آرتین پسر فوق العاده مهمان دوستی است. در کل مدتی که مهمان داریم از این بغل به آن بغل می رود و مدام با شیرین کاری هایش و خنده های مستانه اش که از اعماق وجودش سرچشمه میگیرد مجلس ما را گرم میکند اصلا غریبی نمیکند و با همه خیلی زود دوست میشود.
از کار های بازمزه ای که انجام میدهد این است که فکر میکند پشه بند چتر مانندی که رویش قرار میدهیم اسباب بازی است و باید با آن بازی کند . کلی از دیدن توری روس سرش ذوق زده میشود و تلاش میکند دستش را به کناره های توری برساند و خودش را از زیر آن بیرون بکشد. و از اینکه موفق میشود خوشحال و خندان میشود.
علاقمندی های (اگر املایش را درست نوشته باشم) آرتین:
1- اردک های رنگی بالا سر تختش . با شنیدن آهنگ آن و حرکت اردک های رنگی احساس وجد و شادمانی با لبخند های زیبایش کاملا نمایان است .
2- حمام رفتن . وان کوچک رنگی که خاله جونش بهش عیدی داده از دیگر علاقمندی های ارتین است و اصولا آب بازی را دوست دارد به طوری که گاهی سینک آشپزخانه استخرش است و حوض ابی رنگ پاساژ مفید نیز جای خوبی برای پادرچرخه زدنش است.
3- تقلید اصواتی که خودش تولید میکند توسط من نیز باعٍث شادمانیش میشود.
4-تماشای برنامه های تلویزیون خصوصا برنامه هایی که مجری به دوربین نگاه میکند . چند روز پیش من در آشپزخانه سرگرم ودم که دیدم آرتین دارد با صدای بلند حرف میزند . دیدم برنامه تلویزیون یک آخوند بود که داشت با لحن مخصوص خودشان صحبت میکرد و چون به دوربین هم نگاه میکرد ارتین فکر میکرد که دارد با او صحبت مبکند و با سر و صدا جوابش را میداد.

25 تیر آرتین 5 ماهه شد . به گفته دکتر قد و وزنش خوب بوده و نیازی به غذا ندارد . یک ماه دیگر هم باید فقط شیر بخورد.