پاسخ به دوستان خوبم

با عرض پوزش که نتوانستم در وبلاگهایان پاسخ دهم.

به دریا جون مامان شقایق گل : من هنوز مرخصی ام تمام نشده . الان به صورت پارت تایم میرم . بیشتر کارم را در منزل انجام میدهم. حدودا ۳ تا ۴ ساعت آرتین رو پیش مامانم میگذارم که معمولا نصف این زمان را خواب است و در این فاصله مامانم زحمت میکشه و شیر خشک بهش میده. اوایل احساس عذاب وجدان داشتم ولی وقتی فکر کردم که تعداد زیادی از بچه ها هستند که کلا با شیر خشک تغذیه میشوند این احساسم از بین رفت. ضمن اینکه این اتفاق حداکثر ۲ بار در هفته پیش میاید. بعد از پایان مرخصی هم همین کار را خواهم کرد و هرگز به صورت تمام وقت نمی روم سرکار. ضمنا خواب ارتین هم خوبه یعنی شبها حدودا از ۸ شب تا ۶ صبح میخوابه و در این فاصله ۳ بار بدار میشه و شیر میخوره .ولی خواب روزش هنوز منظم نیست.

 به بیتا مامان ایلیا : هر بچه ای که متولد میشه  زمان ترخیص یک کارت واکسیناسیون میدهند که پشت این کارت چند نمودار رشد به عنوان مثال کشیده شده که حتما ایلیا جون هم داره . ولی معمولا افزایش وزن کودک ماهی ۶۰۰ گرم است. چند روز پیش در برنامه خانه مهر ( تلویزیون)  آقای دکتری آمده بود و در مورد تغذیه کودکان صحبت میکرد و میگفت که هر ۶ ما وزن نوزاد تقریبا دو برابر میشود. مثلا بچه ای که زمان تولد ۳ کیلو بوده در ۶ ماهگی ۶ کیلو و در یکسالگی ۱۲ کیلو میشود. البته این ها همش تقریب است و بچه ها باهم فرق میکنند .

 به خان دکتر ریحانه یکی از بهترین و مهربان ترین و صبورترین و فهمیده ترین و باسوادترین  دوستانم : مرسی از این همه ابراز لطفت .

 به آزیتا مامان شینا: از اینکه همنام من هستی احساس خوبی دارم  من تا کنون دوستی نداشتم که اسمش آزیتا باشه .عزیزم مرسی از محبتت . ببخشید که فرصت نمی کنم بهت سر بزنم. مواظب نی نی گل و مامانش باش.

 به لیلا مامان آرین : پس آرین هم مثل آرتین فقط ممه دوست داره و نمیشه سرش کلاه گذاشت.

 به نیلوفرجون و آقا مهدی: منظورتون از سی دی چی بود؟اگر در مورد آن کار خیر میگویید که یک یک کتاب آشپزی به زبان بسیا رساده وانگلیسی نوشته شده . اگر میخواهید به من بگویید.

 به رویا مامان ایلیا : من هم مثل شما فکر میکنم و نهایت لذت را از کنار آرتین بودن میبرم.

به مامان پرهام : مرسی عزیزم.

به دوست خوبم مرضیه مامان کسری خوشکله: من در این مورد چیزی نمیدونم.

به یه آدم دیگه: این لطف شماست که شامل حال من میشه.

به سمیرا جون: من دوران بارداری اVام و خوبی داشتم . فکر میکنم چند روز پیش جوابتون رو در وبلاگتون دادم.

 به نگین : از لطفتون متشکرم.

رز سفید : بهم زنگ بزن تا برات توضیح بدم.

 به لیلی: من هم همینطور فکر میکنم.

به مامان منصوره : خودم هم باور نمیکنم که چطور این مدت با این سرعت گذشت.

 واما در مورد خورش دونه انار : دونه انار ترش که در شمال فرائان است را در پیاز داغ تفت میدهیم . کمی رب گوجه فرنگی و رب انار اضافه میکنیم و نمک و فلفل هم به میزان دلخواه میزنیم.حدودا ۳ لیوان آب میریزم و حدود ۴۵ دقیق میگذاریم که جا بیفتد. مرغ را جدا گانه میپزیم و ۱ ربع آخر به دونه انار اضافه میکنیم. غذا آماده است بفرمایید. 

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
..دريا مامان شقايق

خانمی از دخملم عکس گذاشتم دوس داشتی بيا ..راستی ازيتا جونم نميدونم من اينجوريم يا همه نميدونی چقدر احساس ترس و دلهره دارم

ريحانه

آزيتا جون، چی شد فکرکردی من عشق پسر بودن دارم و به لقب خان مرا مفتخر کردی!! کلی حال کردم با اين همه تعريف به شرط اینکه منظورت یک خان ریحان دیگر نبوده باشد!. بس که خودت گلی عزيزم

آزیتا مامان آرتین

به ریحانه: منظورم خانم بود . وقت نکردم ادیت کنم

مامان آرتين

سلام من مامان آرتين هستم دفعه پيش هر کاری کردم نتونستم اسمم را تایپ کنم .و این شکلی شد . «آ«آ» اVةي»

..دريا مامان شقايق

پس کجايييييی؟

افسانه

من مامان هلیا هستم هنوز وقت نکردم تا وبلاگ درست کنم ولی مرتب به همه شما دوستان سر می زنم سوالی داشتم اگر می تونی کمکم کن ممنون میشم اینجا از ۳ ماهگی واکسن می زنند من هم قصد سفر ۴۵ روزه به ایران دارم که وقتی که به ایران بیام دخترم ۲ ماهه هست برای واکسن هاش موندم چکار کنم فکرم را خیلی مشغول کرده ممنون میشم کمکم کنی پسر ماهت را ببوس

..دريا مامان شقايق

ازيتا جونم ارتين جونم خوبه دلم واستون تنگ شده راستی با واکسنش چيکار کردی اذيت نشد؟

آزیتا مامان آرتین

به افسانه جون: امیدوارم سفر خوبی داشته باشی و خوش یگذره . به نظر در مورد واکسن با پزشک صحبت کن. به بیتا جون: مرسی که منو اد کردید. خوشحالم که رفتید پیکنیک من هم با آرتنی چند بار رفتیم چیتگرو... به لیلا جون: ببخشید فرصت نداشتم