جمعه

با کوله باری از آرامش با مامان و آرتین ،راهی باغ وحش ارم می شویم ،اما تعطیل است . راهمان را کج می کنیم به سمت یادگار امام و بعد پونک تا از تیراژه سردربیاوریم . ساعتی را با تعطیلی مغاز ها روبرو میشویم و تحمل می کنیم و بعد به سرزمین عجایب می رویم و سه تایی کلی خوش می گذرانیم .

اما

.

.

از آنسو ،سعید با آقایان نقاش در حال نقاشی ساختمان خانه مان ، هستند و من ته ته دلم منتظرم تا همه چیز روبه راه شود و من زودتر بروم و خانه را از نو بچینم و تابلو های جدیدم را با میخ به دیوار بکویم و فرش های شسته شده را پهن کنم واز هم مهمتر ،روتختی که خواهر نازنینم برایم از سرزمین آفتاب فرستاده است ،روی تخت بیندازم تمام این آرزو ها تا چند روز بعد عملی می شود .

سعید عزیز، از اینکه اینهمه زحمت می کشی تا رویاهای مرا تحقق بخشی ممنونم.

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
دریا

نو شدن خونه مبارک دوستم راستی خصوصی داری