چای داغ

همه جا خاکب است . کارتون قطعات روی کیس قرار داده شده است . فایل من تبدیل به صندلی آقای همکار شده است . تمام میز ها نیم متر با دیوار فاصله گرفته اند.از در و دیوار سیم آویزان است . سیم ارت که به لوله آب کنار  میزمن متصل شده است ،بطول ۶ متر روی زمین ولو شده است و اگر ته سیم را بگیری وبروی و بروی به میز آقای "ح" می رسی،همان که وزنش بالای ١٠٠ کیلو گرم است و همیشه رژیم دارد  چنان از رژیم های غذایی صحبت می کند که به قول همکار دیگری ،اگر از بیرون در صدایش را بشنوی ،فکر می کنی یک باربی در حال توضیح در مورد مواد غذایی است!

دستم روی ماوس (موس!) مدام کلیک می کند . و گاهی ماوس را به این سمت و آن سمت می کشانم. ماگهان کنار دستم می سوزد . به میز شلوغم نگاه میکنم ،می بینم ایم لیوان چایم بود که دستم را سوزاند!

بروم تا سرد نشده بخورمش! 

/ 1 نظر / 17 بازدید
لیلی مامان آراز

نمی دانم چرا همه چیز خاکی است.... اما امیدوارم دلت خاکی نباشد ....[لبخند]