دوران دانشجویی

درس میخوانم . سر کلاس ها به طور مرتب حاضر میشوم. از اینکه با دختر ها و پسرهای بسیار کوچک تر از خودم همکلاسم احساس شعف میکنم. شادیم دو چندان میشود وقتی متوجه میشوم که حتی از استاد هایم نیز بزرگترم! گاهی سرکلاس درست زمانی که در حال گوش دادن به درس هسام از اینکه خودکار های رنگارنگ را در دستانم به حرکت در می آورم وتند تند نت بر می دارم ،لبخندی از رضایت بر لبانم نقش میبندد.همان خودکار هایی که از سرزمین آفتاب ،خواهر همیشه خوبم ،آتوسا برایم فرستاده بود.یاد دوران مدرسه میفتم . همان روزها که خودکار ها در 4 رنگ خلاصه میشد.آبی ،قرمز ،سبز و مشکی. البته اگر میتوانستیم همه این 4 رنگ را داشته باشیم. گاهی چندین ماه میگذشت و خودکار قرمز در سراسر ایران پیدا نمی شد!

به خودم می آیم و میبینم استاد 5 دقیقه ایست که صحبت کرده و من غرق در افکارم بوده ام.

دو دوست خوب پیدا کرده ام. دختران خوبی هستند . از نسلی متفاوت  با من .گاهی از شنیدن حرف های نا پخته شان هم لذت میبرم. از اینکه گاهی راهنمایی شان میکنم خوشحال میشوم.

راه طولانی پیشرو دارم...

/ 6 نظر / 15 بازدید

salam azita man mohammadam az bacheye ghydar vaghti ghydaro to google search kardam avalin blog vase to bood rasti man arshade biotechnology beheshti mikhonam.vasam dastanet khyli jaleb bood im maile maneb:m_parand86@yahoo.com

لیلامامان فاطمه سادات

سلام آزیتا جون...واقعا درس خوندن لذت داره..خوش به حالت که به یه کار مفید مشغولی...ایشالله موفق باشی[گل]

سارا

من وسارا تویک وبلاگیم

اذر

[پلک]

آرمین

سلام مطالب وبلاگتون رو دیدم آدم با عاطفه بالایی به نظر میایین هر جا هستی خوش باشی

وحید

سلام ازیتا خانوم من الان 4ترم دانشگام باور میکنی تا الان درس نخوندم با این وجود 70 واحدم پاس کردم ... و اما سایتتون خیلی خوبه ان شا’الله بهترم میشه.