یوگا و پاییز

بعد از پنج روز بیماری نفس گیر آرتین ، سر کارم برگشتم.نشستم و تا ویندوز بالا بیاید نفسی عمیق کشیدم. امروز هیچ یک از هم اتاقی هایم نیستند و تنها هستم. انبوهی از کارهای مختلف روی  هم انبار شده اند و یکی یکی باید انجامشان بدهم. یک لیوان کافی آماده کرده ام تا بتوانم خودم را تا ساعت 4 بعد از ظهر سرپا نگه دارم. این چند روز فشار زیادی را تحمل کرده بودم. فقط  چهار بارآرتین را دکتر بردم. دوبارش را تنها بودم و یک بار با همسر مهربانم و یک بار هم با مامان فداکارم.شیفتی شدن کار همسرم هم مسایل زیادی را به دوش من اضافه کرده است. اگر کلاس یوگا نروم بعید است که بتوانم دوام بیاورم.در سخت ترین شرایط  سعی می کنم این کلاس را از دست ندهم. از زمانی که یوگا را شروع کردم علاوه بر کنترل وزن و کمر درد و دردهای دیگر توانسه ام اعصاب و روانم را هم کنترل کنم. من اگر مسئولیتی در آموزش و پرورش داشتم حتما یوگا را جایگزین آن ورزش مسخره ای که در مدارس جاریست می کردم. معجزه آن در رشد و نمو درست بچه ها و طریقه صحیح راه رفتن نشستن و خوابیدن را به آنها هدیه می دادم. حیف که تنها یک مهندس  الکترونیک هستم و فقط می توانم به داد خودم و خانواده ام برسم.

پنجره را باز کرده ام و هوای خنک پاییزی را به ریه هایم می فرستم. امیدوارم که همه بچه های دنیا همیشه سالم و تندرست باشند.

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
آدم

در سوز سرد زمستان ، تن داغ حوایم آرزوس تو این آشفته بازار معرفت نه حوا یک انسانم آرزوس