ورود به شرکت

بعد از گذست دو ماه و اندی ، 2شنبه هفته پیش رفتم شرکت. البته با هماهنگی  " آقای ب " مدیر قسمت سخت افزار. دوست خوبم سپیده به دادم رسید و آمد جلوی در و آرتین را با خودش برد داخل . روز خوبی یود. هوا بارانی بود و تمیز. وارد شرکت شدم آقای محمدی و قربانی اوبین آدم هایی بودند که دیدمشان. بعد از کلی احوالرسی و تبریک ها ی  مختلف ( تولد آرتین و سال نو و....) رفتم طبقه اول . در قسمت حسابداری را زدم و وارد شدم . خانم شفیعی تلفن صحبت می کرد . خیلی زود قطع کرد و با هم شروع به گپ زدن کردیم . بعد رفتم زمایشگاه و آقای تیموری را دیدم و کلی ازشون تشکر کردم که توی این مدت زحمت صورتحسابهای پارسیان مرا میکشیدن و تا درب منزل  می آوردن. وارد سالن شدم سرو صدای بچه ها به عرش می رسید . آرتین بغل فاطمه بود و بقیه هم دورش جمع شده بودند. آرتین خواب بود و با اینهمه سر و صدا هم بیدار نمی شد.با هم احوالپرسی و روبوسی   کردم.( البته با خانمها). چقدر دلم برای همشون تنگ شده بود. ریحانه، سیما ،پریسا ، فاطمه، سمیرا ، نازی.و..... دوست خوبم نازی زحمت کشیده بود و چند کاغذ رنگی با اشکال شاد روی مانیتورم چسبانده بود. ( الان به تخت و کمد آرتین چسباندم)هرکسی با یک دوربین از آرتین عکس میگرفت. خلاصه کلی آرتین را تحویل گرفتند.دراتاق کنفرانس برای شیر دادن آرتین همه جمع شدیم و نگذاشتیم که سیما که جای ساکت برای مطالعه پیدا کرده بود به کارش برسد.

قرار شد من به صورت پارت تایم کارهای خودم را در منزل انچام بدهم . چون کارهای شرکت انبار شده و کسی نیست که طراحی کند. به هرحال با آقایان مربوطه هماهنگی های لازم انجام شد و من کارم را تحویل گرفتم. مدیر فسمت بسیار از این قضیه خوشحال بود که من پذیرفتم اینکار ار بکنم . چون مجبور نبودند که کار ار به بیرون بدهند. برای من هم بد نشد. این بود ماجرای ورود من به شرکت بعد از دو ماه.

 

 

یک لیوان بلوری تمیز وبراق وقدبلند برمیدارم . دو عدد لیموی ترش و آبدار و تازه را برش میزنم و در لیوان میچلانم و یک قاشق مربا خوری شکر به آن اضافه میکنم و آب خنک یخچال را روی این معجون میریزم . بعد از اینکه خوب بهم زدم و شکر حل شد با ولع تمام کل محتویات لیوان را مینوشم. به این ترتیب من یک لیوان شربت آبلیمو خورده ام که چندین خاصی دارد. تشنگی و عطش را برطرف می کند. ویتامین ث دارد که سبب جذب آهن می شود. روی پوست تاثیر فوق العاده دارد و از همه مهمتر باعث افزایش شیر میشودو آرتین خوشگلم ( که الان در خواب ناز بسر میبرد) سیر میشود. این شربت را به همه خصوصا افرادی که بیرون هستند و گرمای هوا اذیتشان کرده توصیه می کنم.

 تصمیم دارم برای آرتین مادری مهربان  چون مادرم، با گذشت و صبور چون خاله فاطی و مدیر و آینده نگر چون خاله فروغ باشم. بعدا در این مورد توضیح میدهم.

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

سلام آزيتا جون .ما هم خيلی خوشحال شديم

رز سفيد

بابا طراح. شروع دوباره مبارک. راستی آتوسا چی شده. خيلی نگران شدم. فرصت کردی انلاين شو .

سميرا

حتما می تونی مامانی حتی بهتر از اونها بازم از تجربیاتت از آرتین و کاراش بگو

مامان شينا

آزيتا جون سلام! از اینکه آرتین جون سلامت و تندرسته خوشحالم . من يکبار ديگه هم براتون کامنت گذاشتم وازتون خواستم که راهنمائيم کنيد! در ضمن من از تجربيات شما در وبلاگ مادرانه استفاده ميکنم.مواظب خودت و آرتين جون باش.منتظرت هستم.

مامان آيدا

سلام آزيتا جون. خوشحالم از اینکه آرتین جون سلامت و تندرسته و مشغول کار شدی. برايت آرزوی شادی و سلامتی می کنم.

آزيتا مامان آرتین

سلام به همه دوستان خوبم ..متشکرم از اظهار لطف همگی. به شينا جون: من چند بار خواستم به وبلاگ شما بيام متاسفانه باز نميشه.در چه موردی راهنمايی خواسته بوديد لطفا دوباره عنوان کنيد اگر کاری از دستم بر بياد براتون انجام ميدم. به رز سفيد: آتوسا ۳ ماه ديگه مياد ايران برای مدت ۲ ماه ميمونه و دوباره بر ميگرده . کارش هنوز گيره . دعاش کنيد. مرسی به هديه جون: اميدوارم با کامنتی که براتون گذاشتم مشکل حل شده باشه. به ليلی جون : مرسی عزيم از اين همه تعريف و تمجيد . آتوسا هم کارش تا حدودی راه افتاده ولی نه بطور کامل تابستون مياد ايران و دوباره بر ميگرده. به آقا رسول : به اين سايت بريد http://www.picturetrail.com/ و عضو بشيد . بعد عکس ها را آپ لود کنید و بعد در قسمت فیلیکس ، یکس را انتخاب کنید و عکس های مورد نظر را آنجا قرار دهید . بعد یک کد html می دهد . آنرا کپی کنيد و در يادداشت جديدتان هم html را انتخاب کنيد و کد را past کنيد. موفق باشيد

يه آدم ديگه

سلام با خوندن نوشته هات انژری و انگيزه پيدا می کنم باوجود اينکه هيچکدوم از حسايی که ازش حرف می زنی رو درک نکردم.....هميشه به فکرت هستم......

مامان شينا

آزيتا جون سلام! ازتون خواسته بودم برای اوردن عکس ها راهنمائيم کنين .البته از قسمت راهنمای درج تصاوير در بلاگفا استفاده کردم ولی متاسفانه موفق نشدم. برای آرتين جون و خودت آرزوی سلامتی دارم.

آزيتا مامان آرتين

به مامان شینا:در ۳ کامنت قبلی در اين مورد برای آقای رسول توضيح دادم. اگر باز هم مشکلی بود در خدمت هستم.