هوای دونفره

دیشب هوا خیلی سرد بود.دیشب شام خورش دونه انار ،درست کردم. این یکی از غذاهای رسمی در مازندران است، البته سمت بابل و بابلسر. من که خیلی این غذا  رو دوست دارم و ندیدم آدمی رو که برای اولین بار دونه انار بخوره و مشتریش نشده باشه . تازه خیلی ها دستور پختش رو هم میپرسن. خوب این هم از مزایای مادر شمالی داشتنه.

داشتم پیاز داغ درست میکردم که بعد هم دونه انار رو اضافه کنم ، گفتم پنجره روباز کنم تا بوی پیاز نپیچه توی ساختمان( از سروصدای هود سردرد میگیرم ، روشن نمیکنم). وقتی پنجره رو باز کردم ، چنان باد سردی وزید که تعجب کردم. فکر کردم برف میاد . چراغ آشپزخانه روشن بود بیرون هم تاریک ، درست نمیدیدم، مجبور شدم توری رو باز کنم و به بیرون نگاه کنم، تصورم این بود که الان همه جا سفید شده ، ولی در کمال تاسف دیدم که کف حیاط خلوت  که پر از اسباب اثاثیه اضافیه ، درست مثل قبل است ، فقط  در اثر باران کمی خیس شده  .( قابل توجه اینکه ما طبقه سوم هستیم و حیاط خلوت های شلوغ مربوط به همسایه هامونه)

خلاصه اینکه هوا خیلی سرد ه و من این سرما رو دوست دارم. سوز برف در اواخر آبان بسیار خوشحال کننده است و نوید یک زمستان سرد و برفی رو میده که چند سالیه توی تهران ازش خبری نیست.

صبح ساعت  ۶ از خواب بیدار شدم. با چشمهای بسته رفتم پشت پنجره به این امید که کوچه و خیابان سفید باشه ، که متاسفانه اینطور نبود ، فقط باران بود و باران. من هیجان زده شدن  در اثر دیدن برف فراوان در کوچه و روی درختان در یک صبح سرد زمستانی ، را دوست دارم ، مرا یاد روزهایی میندازه که مامان زودتر از ما از خواب بیدار میشد و با صدای بلند میگفت :بچه ها دیشب برف اومده . و ما سه تا  (من و خواهرهایم)میدویدیم که بیبنیم چه خبره08.gif.

ساعت ۶و نیم از خونه اومدم بیرون که زود برم سرکار ، تا به ترافیک نخورم . ساعت ۷ شرکت بودم و چه خوب شد که اینکار رو کردم ، چون همه همکارام که ساعت ۷ به بعد اومده بودن بیرون، ساعتها در خیابانهای مختلف در ترافیک گیر کرده بودن. آخه وقتی بارون بیاد کاملا وضعیت خیابانها، تاکسی ها، وسایل نقلیه عمومی در تهران بزرگ بهم میریزه.

تمام ماشین هایی که از کرج اومده بودن حدود ۱۰ سانتی متر برف روی سقفشان بود.وقتی رسیدم شرکت تلویزیونی که توی قسمت نگهبانی بود روشن بود و داشت اخبار پخش میکرد .شنیدم که میگفت در رباط کریم به دلیل بارش برف سنگین مدارس تعطیل است. توی دلم گفتم خوش به حالشون مدرسه که نمیرن هیچی، برف بازی هم میکنن.

اینجوری بگم که  هوا خیلی خوب و دونفره است البته با یک چتر.05.gif

/ 7 نظر / 5 بازدید

سلام اميدوارم فرزند سالم وزيبايی به دنيا بيارين وب سايتتون قشنگ بود

ريحانه

چقدر نوشتی!! بعدش هم اين هوا اصلا دو نفره نيست. مگه با اين قيد: دم پنجره، بخاری روشن، در حال چایی خوردن

آزيتا

چرا دونفره است ، ولی ممکنه با ۲ چتر

پرنسس

سلام هوای پاييزو منم خيلی دوست دارم چرا ديگه سری نمی زنيد ترجیحا دو نفره سر بزنيد

زهرا

سلام آزيتا جان، وای دهنم کلی آب افتاد شانس آوردم باردار نیستم وگرنه الان چشم بچم من شمال نیستم ولی چند تا دوست خانوادگی شمالی داشتیم تو مازندران البته هنوز هم داریم، خورش انار رو اونجا خوردم برای اولین بار، وای که باز دهنم آب افتاد

ريحانه

شرمنده، اصلا راه نداره!!

کژال

وبلاگ جالبی دارين - خسته نباشين - اگه می شه جواب منو بدين .