تولد دوستم

در حال تماشای سریال غیاث الدین جمشید کاشانی بودم. همان که  از کاشان به سمرقند مهاجرت کرد . با زن باردار و یک بچه و چند تن دیگر از افراد خانواده از مسیری بیایانی و گاهی کوهستانی، به سمرقند می رسند . ویس همسر جمشید خیالش راحت می شود که در پناه حاکم سمرقند ،همسرش و خودش در امن و امان خواهند بود.از روزهای سختی که درکاشان داشتند و رنج های فراوانی که از حاکمان وطنشان کشیده بودند ،نجات پیدا کرده اند.با اینکه در راه، جنین در شکم مادر در اثر اضطرابی که مادر پیدا کرده بود( از طرف داروغه و حاکم کاشان مورد حمله قرارگرفتنه بودند،که کسوفی که جمشید در مورد وقوع آن خبر داده بود و همه تهمت پیشگو و جادوگر به او زده بودند خصوصا پیش نماز مسجد که به شدت با جمشید مخالف بود! ، نجاتشان داد.)سقط شده بودومادررنجور و مریض بود ،ولی از اینکه امنیت روانی پیدا کرده بودند خوشحال بود.با خودم فکر کردم که فرارا نوابغ از این مرز و بوم ریشه تاریخی دارد و به این ۴و ۵ سال گذشته مربوط نیست.اشک در چشمانم حلقه زده بود. به دو سه ساعت قبل فکر می کردم. همان که جشن تولدش بود و برای افطاری با همکاران شرکت قبلی در یک کافی شاپ جمع شده بودیم . خیلی خوشحال به نظر نمی رسید . دیداردوستانی که چند ماهی ندیده بودمشان ،خیلی خوب و خوشحال کننده بود. مراسم کیک تولد را در پارکی درهمان نزدیکی برگذار(برگزار؟) کردیم. آرتین همراه سعید به قسمت بازی بچه ها رفتند و آرتین کلی خوشحال بود از اینکه هم در تولد شرکت کرده بود هم پارک رفته بود.در زمان خداحافظی دوستم"ر" که تولدش بود گفت :که باید با تو خداحافظی کنم ،چون ممکنه یک سالی نبینمت! خشکم زده بود . هاج و واج نگاهش کردم تا حرفش را ادامه بدهد. از رفتن می گفت . از اینکه همسرش به یک کشور می رود و خودش به کشوری دیگر .هنوز باورم نمی شد. ادامه داد : فقط برای مدت یک ساله!برای فرصت مطالعاتی که (چند وقت پیش در موردش برایم توضیح داده بود)قرا شده است که به خارج بروند. هر کدام به یک کشور!نتوانستم خودم را کنترل کنم. گریه مجالم نداد. من که از نزذدیک غم غربت کشیدن خواهرانم را نظاره کرده بودم .تحمل رفتن یکی دیگر از دوستان خوبم را نداشتم. همان که به من درس خوب بودن را داده بود. همان که دقت و پشتکارفراوان در درس خواند او را به شاگرد اول دانشگاه تهران تبدیل کرده بود. همان که مدارج عالی علمی را یکی یکی به بهترین شکل طی کرده بود. همان که خانوادگی در تحصیل موفق بودند. روزهای فراوانی را با هم گذرانده بودبم. بدون اندکی غرور و تکبر با همه مهربان بود . همیشه برای من بیانگراین ضرب المثل بود که:درخت هرچه بارش بیشتریاشد سر ش پایین تر است!

دوست خوبم هر جای دنیا که باشی دلم به تو نزدیک است و همیشه دلتنگت خواهم بود . و تنها دلداریم این است که برای تحصیل می روی و برای موفقیت و سربلندی زن ایرانی قدمی بر می درای. قدمی بلند که برای خودت با مشقت فراوان همراه است. دوری از خانواده و همسر کار آسانی نیست . اما به تو وامثال تو، همچون خواهرانم، ایمان دارم . به ارداه پولادینت  شک ندارم. به قطعیت و پشتکارت مطمئنم. به صداقت و درستیت اعتقاد دارم.هنوز برای من همان گلی هستی که در آن عکس کنار وبلاگت قرار دادی. یادت هست در مورد آن عکس چه گفته بودم؟هنوز هم برای من همانی!

گریه ها مجال این را نمی دهد که ادامه سریال غیاث الدین را نگاه کنم. سعید می گوید :همچین گریه میکنی که انگار میخواد بره افغانستان . بابا داره میره به امن ترین جای دنیا . اون هم با افتخار برای تحصیل . گریه ات برای چیه !تو باید به حال من و خودت گریه کینم که توی این مملکت بی در و پیکر گیر کردیم!!!

تنها کاری که از دستم بر می آید این است که نظاره گر رفتن یکی یکی دوستانم باشم . و دست به دعا بردارم که اوضاع درست شود تا همه آنها با شادی و امید به ایران برگردند و اینچنین خلاء عاطفی برای ما و خودشان درست نکنند!

موفق باشی دوست خوبم. دوستت دارم به اندازه تمام دنیا .

/ 8 نظر / 3 بازدید
ریحانه

قربونت بشم آزیتا جونم [قلب] زندگی همینه دیگه.... بعضی وقتاش سخته، بعضی وقتاش سخت تر!! [زبان]

مامان نازگل

اخی ازیتا جون منم مثل تو ام وقتی یکی از عزیزانم دارهمیره حالا دوستمم باشه فرقی نمیکنه اونقدر غم میاد تو دلم که خدا میدونه مخصوصا که بره کشور دیگه[نگران]

معصومه

خیلی قشنگ بود آزیتا ولی من متوجه نشدم که تو گریه کرده بودی آره هم تقصیر ریحانه ست [زبان]

مامان دینا

سلام .............بهترین کار رو کردی دعا! شاد باشی دوست من!

لیلی

آزیتا حان همیشه نوع نگاهت خیلی خاص و جالب است....[لبخند]

لیلا مامان فاطمه سادات

سلام آزیتا جان ...خیلی سخته که کسان رو که دوست داری برن ..ولی وقتی بدونی راحت هستند خودش مایه خوشحالیه...آرتین جون رو ببوس[گل]

دوست

دانلود فیل--تر--شکن التر--اسو--رف برای باز شدن پرشین بلاگ این یه نرم افزاره دانلودش که کردین از حالت زیپ خارجش می کنین (یا همون طوری فایل رو باز می کنید) و روی فایل u95b.exe دبل کلیک می کنید . حالا یه صفحه کوچیک باز میشه که توش سه تا دایره داره که جلوشون سه تا خطه . صبر می کنید دایره ها که سبز شد تیکنولوجی آماده بهره بردای . راحت می رید تو اینترنت اکسپلورر و حالش رو می برید . اگر هم از فایرفاکس استفاده می کنید باید تو تنظیماتش پرو--کسی رو را فعال کنید . تو قسمت پرو--کسی آدرس رو می زنید 127.0.0.1 پورتش هم 9666 http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://mahsen.persiangig.com/other/u95b.zip