قلم اعتماد به نفس

آرتین عزیزم ،من د ر تو این همه اعتماد به نفس و انعطاف پذیری را از مدت ها قبل دیده بودم و به آن باور داشتم. باری دیگر در عمل به من ثابت کردی که چه خوب با شرایط محیط ،خودت را وفق می دهی و چه زود عادت می کنی و از آن مهمتر عادت هایت را بسیار راحت ترک می کنی. آنقدر زود با مهد کودک جدیدت خو گرفتی که حتی مربیان با تجربه آنجا هم به من این موضوع را یاد آوری کردند که آرتین خیلی منطقی است و وقتی موضوعی را به وضوح برایش توضیح می دهی ،می پذیرد.فقط دو روز برای رفتن به مهد ناراحتی کردی و امروز صبح به محض بیدار شدن از خواب به من گفتی :"بریم صورتمو بشورم صبونه بخورم باید برم مهد . یه وقت دیرم نشه! "من که داشتم شاخ در می آوردم . اما تو مصمم بودی در آماده کردن کیفت .حتی از من خواستی که یک لباس نو ،خودت انتخاب کنی برای رفتن به مهد که خانم مربی از آن خوشش بیاید و بگوید: به به آرتین چه خوش تیپ شده ! و در نهایت پیراهن مردانه نویی که داشتی و کمی هم برایت بزرگ بود را پوشیدی و گفتی:" همین خوبه !مثل بابا سعید شدم بذار دگمه هامو هم ببندم مثل سعید!"

به تو و آینده نا نوشنه ات که قرار است خودت با قلم اعتماد به نفس و آگاهی  ات آنرا بنویسی کاملا امیدوارم.

/ 5 نظر / 14 بازدید
مامان دینا

سال نو مبارگ آزیتا جان خوشحالم که خوشحالید و سبز، و آرتین همچنان قدرتمند!

زهرا

خصوصی داری

امیر

سلام... با داشتن خانواده‌ای خوب و محکم و رفتارایی که ازش گفتی حتما همینطوره... یه بوسش بکن لطفا ...

امیر

سلام... با داشتن خانواده‌ای خوب و محکم و رفتارایی که ازش گفتی حتما همینطوره... یه بوسش بکن لطفا