لايکو و تولد

دیروز بعد از ظهر با یکی از همکارهایم س رفتیم میدان ولیعصر. ساعت ۱۶:۳۰ حرکت کردیم و حدود ساعت ۱۷:۳۰ولیعصر بودیم . البته کلی دنبال جای پارک گشتیم و در نهایت با کلی مکافات یک جای پارک در انتهای یکی از کوچه های بالای میدان نزدیک خیابان فلسطین پارک کردیم. برای رسیدن به خیابان ولیعصر مجبور شدیم کلی پیاده راه بریم! و من یکبار دیگر به این نتیجه رسیدم که اگر با تاکسی میامدیم ، درست همانجایی که میخواستیم پیاده میشدیم و اینهمه گرفتاری برای پارک کردن نمیکشیدیم.46.gif

رفتیم فروشگاه لایکو و یک لحاف لیمویی با طرح دایناسور های ر نگی( سبز ، بنفش، آبی و...) انتخاب کردیم و یک بالش از همان پارچه هم برداشتیم. دو دست ملحفه هم با طرحهای عروسکی خریدیم. کلی ذوق کرده بودیم. دوست خوبم  س، زحمت حمل و نقل این وسایل را میکشید09.gif .

بعد هم یک ذرت مکزیکی نوش جان کردیم . که خیلی هم خوشمزه نبود. ذرت مکزیکی ونک بهتر بود. سر راه هم یک کلاه برای سعید ، یک بلوز و شلوار سرهمی برای نی نی، جوراب برای خودم و یک بلوز مخمل  برای تولد بابا خریدم. دوستم هم یک دست شال و کلاه خوشرنگ( نارنجی ) و چند تا چیز دیگه خرید. راستی یادم رفت بگم که یک پیراشکی هم خوردم18.gif.

 پرده فروش هم که بدقولی کرده بود و تحویل پرده را به فردا موکول کرد . نمیدونم چه جوری فکر میکنن!؟  فکر کرده من بیکارم که فردا دوباره برم اونجا ببینم که آماده شده یا نه. خوب از اول یک تاریخی رو بده که مطمئن هستی میتونی . بهتره زیاد به بد قولی این ملت فکر نکنیم. چون جز عصبانی شدن هیچ فایده ای نداره.

خلاصه اینکه کلی توی این مسیر گفتیم و خندیدیم.

راستی یادم رفت بگم که فرش توی اتاق این جزقلی و این لحاف و ملحفه ها رو مامانم از پول خودش داده و کلی هم داره ذوق میکنه سر این قضیه.11.gif

جمعه تولد ۶۰ سالگی بابا است . کلی تهیه و تدارک دیده و حدود ۵۵ نفر مهمان دعوت کرده . هر چه اصرار کردم که بیخیال شو و سال دیگه بگیر قبول نکرد و گفت: آخه ۶۱ سالگی که فایده نداره، من ۲۵ و ۵۰ سالگی رو گرفتم حالا هم میخوام ۶۰ سالگی رو بگیرم.به شما ها هم مربوط نیست. شام هم از بیرون میگیرم ، دیگه چی میگین.12.gif

حالا علت مخالفت من این هیکل نافرم است که مجبورم یه فکری برای خودم بکنم.02.gif

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
ميترا

آزيتا سلام من ۲۲سالم است و تصميم دارم بچه دار بشم از طرز تفکرت خوشم آمد . لطف کن و از تجربياتت در دوران بارداری بیشتر بگو . متشکرم .

آزيتا

ميترا جان، چشم. اميدوارم بارداری خوبی داشته باشی . اگر هنوز باردار نشدی ، خوب خودت رو تقويت کن. به پزشک مراجعه کن برای آزمايشهای روتين. موفق باشی.

بهنام

سلام خیلی شانسی وارد وبلاگت شدم دنبال لایکو میگشتم که گوگل وبلاگ شما رم معرفی کرد ولی خوشحالم چون ارشیب زیبایی جمع کردین برای فردای کوچولوی زیباتون معلوم زن خوشبختی هستین و از شما خوشبخت تر شوهرتون که همسری مثل شما داره با آرزوی موفقیت های بیشتر