تخت و کمد

بالاخره دیشب ساعت ۹:۳۰ شب جهاز این پسره رو آوردن.راننده کلی غر زد که کمرم درد میکنه چقدر پله داره و.... تازه بازم بدقولی کرده بودن و کارگر همراه راننده نفرستاده بودن. شانس آوردیم که سرایدار ساختمان بود . به هر حال اینکه ، ساعت ۱۱ کل تخت و کمد نصب شده بود و من و سعید هم اینها رو جابجا میکردیم تا بهترین حالت بشه. نهایتا ساعت ۱۲ شب به یه نتیجه واحدی رسیدیم ....

رنگ تخت و کمد با رنگ من دراوردی  دیوار خیلی همخوانی داره . که در این مورد جای شکرش باقیه.

اتاق این پسره داره خوشکل میشه.08.gif حالا چند روز دیگه که بقیه چیزهارو چیدیم عکسشو میگذارم50.gif.

/ 2 نظر / 6 بازدید
سپيده

مبارک باشه.اميدوارم بچه ها وقتی بزرگ ميشن قدر اين همه زحمتها رو بدونن.

آزيتا

مرسی سپيده جان.