قرمه سبزی

دانشگاه تعطیل است . اما ما هستیم . همه جا سکوت است . همکاران به شدت محترم ،که اکثرا استاد دانشگاه هستند همه آمده اند و سال نو را به یکدیگر تبریک می گوییم.

کاغذ های A4که با عناوین مختلف بر کف حیاط دانشگاه چسبانده شده اند همه به دو سه هفته پیش مربوطند . درست پایان سال. روی تابلو ها هم هرچه هست مربوط به گذشته هست . منتظرم تا 13 بدر شود و دانشگاه باز شود و این نوشته ها به روز شوند. نگاه کردن به جوانان پر انرژی کله خراب این دانشگاه هم ، برای خود تفریخی است در این مملکت بدون تفریح!

میزم را مرتب کرده ام ، در این آزمایشگاه شلوغ ،میزم همچون مرواریدی می درخشد.ناهار رژیمی ام را خورده ام ولی سیر نشده ام . به مامان زنگ می زنم که ببینم چه خبر است. قرمه سبزی پخته است . خوش به حالشان . من که باید به مدت دو هفته رژیم داشته باشم شنیدن نام قرمه سبزی و کته با ته دیگ برشته و پیاز همچون عذابی الیم است . امیدوارم که عصر ( زمانی که به دنبال آرتین می روم)بتوانم در مقابلش مقاومت کنم .خیلی مطمئن نیستم !  

/ 0 نظر / 15 بازدید