ترم سوم

ترم سوم هم به پایان رسید. با تمام سختی ها و فراز و شیب کران دارش. بیست واحد که اکثرا تخصصی بودند و نیاز به تمرین و خواندن و تحقیق. نبودن دوماهه پدر در ابتدای ترم و بد تر از آن نبودن مادر در دو ماهه پایانی ترم ،نفس از من گرفته بود. به هن و هن درسی، افتاده بودم. مطمئن نبودم از به پایان رسیدن ترم!اما در نهایت به پایان رسید .

همکاری فوق العاده خوب آرتین و همیاری بدون چشم داشت پدرو مادر و کمک های شبانه روزی سعید ، برای من قوت قلبی بود تا با غول ترم سوم،بجنگم وشاخش را بشکنم.

نمره ها خوب بودن ،البته نه به خوبی دو ترم قبل ،ولی برای من با شرایط سختی که داشتم خوب بود.   

شاد شادم ،فارغ از غم ،در روزهای بهاری این زمستان خاکستری تهران ،به بوی عید فکر می کنم. ترو تمیز کردن خانه را شروع کرده ام،با امید واری تمام به روزهای خوش بهاری می اندیشم و برنامه ریزی می کنم.

فردا مامان به تهران می آید .منزل پدری را حسابی آب و جارو کردیم تا مبادا مامان ،انگ شلختگی را به من و بابا بچسباند.

/ 0 نظر / 2 بازدید