تاسوعا و عاشورا

ديروز كه تاسوعا بود، مامان اينا قرار بود ناهار نذري بدن.  من خيلي موافق اينكار  نبودم چون اولا: اساسا اينكار را قبول ندارم . به نظر من پولي كه صرف اينكار ميشود به راحتي ميتواند مشكلي از مشكلات يك خانواده نيازمند را برآورده كند. به هر حال من تصميم گيرنده نبودم.  دوما : من با اين شرايط هيچ كمكي نميتوانستم به مامان بكنم. لذا با توجه به زانو درد و كمر درد و .... براي مامان سخت بود.البته با حضور يكي از عمه هاي خوبم اينكار انجام شد.

من حدود ساعت 11 صبح آمدم. سعيد رفت بنزين بزند. حدود ساعت 12 غذا آماده كشيدن بود. به كمك عمه مهربان و مامان و آذر و پريسا  غذا ها در ظروف يكبار مصرف كشيده شد و بين همسايه ها توزيع شد. بقيه راهم در كوچه به  عابر پياده وماشين هايي كه رد ميشدن ميداديم. البته اين قسمت كار را كه به فول آذر راحت ترين و بهترين قسمتش بود توسط سعيد انجام شد. 36.gif

خلاصه اينكه خودمان هم دلي از عزا در آورديم و ناها ر خورديم . بعد از ناهار تلفني با آتوسا ( خواهرم كه استراليا زندگي ميكند)صحبت كرديم . هركسي چند دقيقه اي صحبت كرد . آتوسا به من گفت كه براي آرتين يه چيزهايي فرستادم كه  الان رسيده و دست آذر است. ولي آذر به من گفت كه نه هنوز نرسيده . خلاصه اينكه مرا سركار گذاشتند و من نفهميدم كه كدامشان حقيقت را ميگويد . به هر حال  خاله آتوسا دستت درد نكنه. من وقتي به دنيا بيام و بزرگ بشم ميام استراليا پيش شما.48.gif

 بابا از نمايشگاه نابينايان براي من و آذر  2 عدد كيف صنایع دستي خريدن. ضمنا يك عروسك دست و پا دراز هم براي آرتين خريدن. دستشون درد نكنه.

شب من منزل مامان اينا ماندم.

تا بعد...

/ 10 نظر / 6 بازدید
..دريا

به به نذری منم ديرزو خونه خواهرم بودم اونم نذری فرنی ميداد..ازيتا جون ياد منم بکنيد و دعام کنيد ارتين گلم چطوره خوش بحالش ديگه افتاده سوغاتی خاله همينه با ور کن خواهر من انگار بچه خودشه همه اسباب بازيهای شقايقو اون می خره

مرجان

ازیتا جون نذر مامن جونت قبول باشه عزیزم.

منصوره

به به دست خاله جون درد نکنه آزيتا جون مراقب خودت باش

ماما

به به دست خاله آتوسا جونت درد نکنه آرتین جونم . نذر مامان اینها هم قبول باشه بالاخره ایشون هم برا یخودشون اعتقاداتی دارند .

آرزو (مامان آرش)

آزيتا جون سلام چطوري خانمي؟ نذر مامان اينا قبول انشاءالله. دست خاله آزيتا هم درد نكنه. من كه عاشق چيزميزهاي خارجي براي فسقلي ها هستم مباركش باشه. انشاءالله با دل خوش از تك تكش استفاده كنه.

..دريا

سلام ازيتا جونم رفتي دكتر؟ بالاخره چي شد؟ نگفت كي بري واسه زايمان؟

مامان آیدا

سلام آزيتا جون اول اين که نذر مامانيت قبول باشه ...... دوم اين که فسقلی ما چطوره ؟ ...... و آخر هم اين که مراقبه نی نيه نازمون باش و اين پا درد و کمر دردت هم عاديه و همه بهش مبتلا ميشن

..دريا

وااااااااااااای ازيتا جون به منم تاريخ سيم بهمن ساعت ۷ صبح رو داده

نازنين

سلام آزيتا عزيز مبارک باشه ايشالا به سلامتی .نمی دونم تازگيها چه خبر شده هر وبلاگی ميرم می بينم همه دارن بزودی مامان ميشن ..شايدم من اينروزا بيشتر تو وب لاگ مامانا رفتم... اين روزای اخر مواظب خودت باش .